پرکاربردترین علائم نگارشی در ترجمه
علائم نگارشی در ترجمه خیلی مهمن! احتمالاً برای شما هم پیش آمده است که هنگام خواندن یک متن ترجمهشده، یه جمله را چند بار بخوانید ولی باز هم متوجه نشوید دقیقاً چه میخواهد بگوید! گاهیوقتها مشکل از ترجمه نیست، بلکه از علائم نگارشی است.یه ویرگول اشتباه، یه نقطه سر جای غلط یا حتی نبودن یه گیومه، میتواند معنی جمله را کاملاً عوض کند. دراین مقاله، میخواهیم پرکاربردترین علائم نگارشی در ترجمه را با هم بررسی کنیم و ببینیم چطور میتوانیم با استفادۀ درست از آنها، ترجمههای حرفهایتری را ارائه بدهیم. پس با من همراه باشید! 🙂

آنچه در این مقاله میخوانید
ویرگول (،)
- مکث کوتاه در بین عبارات و جملههای غیرمستقل:
«در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد، این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیشآمدهای نادر و عجیب بشمارند.»
(از کتاب بوف کور، صادق هدایت)
- برای توضیح یک کلمه یا عبارت به صورت عطف بیان یا بدل؛ مانند:
«ستار، مردی بلندبالا و چهارشانه، با چشمانی نافذ به جمعیت نگاه میکرد.»
در این جمله، عبارت «مردی بلندبالا و چهارشانه» یک بدل است که توضیح بیشتری درباره ستار میدهد و با ویرگول از اسم اصلی جدا شده است. این نوع استفاده از ویرگول در نوشتار فارسی، برای روشنتر کردن توصیفات بدون قطع کردن جریان جمله کاربرد دارد.
(از کتاب کلیدر، محمود دولتآبادی)
- برای جدا کردن چند کلمه با یک فعل واحد
او کتاب خواند، یادداشت برداشت، و شب را در تفکر سپری کرد.
نقطه ویرگول (؛)
نشانۀ مکثی است طولاتر از ویرگول و کمتر از نقطه؛ و در موارد زیر در ترجمه به کار میرود:
- برای جداسازی جملات مستقل اما معنایی مرتبط:
آن روز باران میبارید؛ خیابانها خیس و خلوت بودند؛ و مردم در خانههایشان پناه گرفته بودند.
«سایهام درازتر از قد من شده بود؛ مثل این بود که من مجسمهای از خودم هستم.» (از کتاب بوف کور، صادق هدایت)
- پیش از کلماتی مانند: «اما/ولی»، «زیرا»، «چرا که»، «یعنی»، «به عبارت دیگر»، «برای مثال» و غیره؛ در صورتی که جملههای قبلشان کامل و طولانی باشند؛ برای مثال:
او همیشه سختکوش بود؛ اما هیچگاه به موفقیتی که انتظار داشت، نرسید.
نقطه (.)
- برای ایجاد وقف کامل در انتهای یک جمله مستقل (برای پایان جمله):
«زندگی، صحنهی یکتای هنرمندی ماست.» (از شعر حمید مصدق)
- بعد از شمارهگذاری برای رعایت ترتیب در متن:
۱. مقدمه ۲. بدنهی اصلی ۳. نتیجهگیری
- بعد از علائم اختصاری:
محمد معین (م.م.) یکی از برجستهترین فرهنگنویسان ایران بود
دو نقطه (:)
- قبل از نقل قول مستقیم:
- حافظ میفرماید: «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.»
- بعد از کلمات تفسیری مثل: «یعنی»، «مانند»، «چنانکه»، «برای مثال»، «عبارتند از/عبارتاند از»:
او استاد چند زبان است: فارسی، عربی، و انگلیسی.
گیومه (« »)
- برای نقل قول مستقیم:
حافظ گفت: «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند.»
- برای تأکید بر یک واژه یا اصطلاح خاص:
اصطلاح «ترجمه آزاد» در حوزهی مطالعات ترجمه بسیار رایج است.
پرانتز ( )
- در معنای «یا» و «یعنی»:
«او مترجم رسمی (دارای مجوز رسمی) است.
- برای ارائه توضیحات بیشتر به خواننده:
او در سال ۱۳۶۵ (مطابق با ۱۹۸۶ میلادی) به دنیا آمد.
نشانۀ سؤال (؟)
- در آخر جملهها و عبارات پرسشی:
چرا اینقدر دیر کردی؟
- برای نشاندادن تردید و ابهام در داخل پرانتر (؟)
او متولد ۱۲۹۸ (؟) است.
نشانۀ تعجب (!)
- پس از منادا:
ای وطن! تو را دوست دارم.
بی تو، مهتاب! شبی باز از آن کوچه گذشتم… (فریدون مشیری)
- برای بیان احساسات:
چه لحظهی زیبایی بود! چه منظرهای! آفرین! حیف! عجب معلم دلسوزی!
خط فاصله (-)
- برای جداکردن بدل یا جمله معترضه:
سعدی – شاعر نامدار ایرانی – آثار ارزشمندی از خود به جا گذاشته است.
- در نمایشنامهها برای جدا کردن دیالوگها
– شخصیت اول: چرا اینجایی؟
– شخصیت دوم: آمدهام حقیقت را بگویم.
سه نقطه (…)
- برای حذف بخشی از جمله یا نشاندادن تأمل:
«هر که را اسرار حق آموختند…» (از مولانا)
- برای تعلیق یا ناگفتهماندن بخشی از کلام:
و بعد از آن دیگر هیچ…
ستاره ( * )
- قبل از کلماتی نظیر: «تذکر»، «تبصره»، «نکته»، «توجه» و مانند آن، برای جلب توجه خواننده:
* تبصره: اگر…
حالا متوجه اهمیت رعایت علائم نگارشی در ترجمه شدیم و فهمیدیم که چقدر این نشانههای کوچک میتوانند روی خوانایی و دقت متن تاثیر بگذارند. علائم نگارشی دیگر: «قلاب»، «ممیز» و مانند آن نیز هستند که یادگیری کابردشان خالی از لطف نیست؛ اما چون در ترجمه پرکاربرد نیستند؛ این مقاله به آنها نپرداخته است.